
Web3 خود را به عنوان یک سیستم مالی فراگیرتر (inclusive) معرفی میکند که برای هر کسی با گوشی هوشمند و دسترسی به اینترنت باز است. و این مطمئناً پیشرفت چشمگیری است، اما صرف داشتن دسترسی به این معنی نیست که استفاده از آن واقعاً ایمن یا عملی است.
کاربر همچنان میتواند با انتخاب شبکه اشتباه، پرداخت کارمزدهای بیش از حد یا ارسال داراییها به مقصدی که پشتیبانی نمیشود، وجوه خود را از دست بدهد. با این حال، وقتی همین خطاها به طور منظم تکرار میشوند، نشانه مشکل در محصول نیز هستند، حتی اگر صنعت آن را خطای مشتری بنامد.
دسترسی بدون نیاز به مجوز (Permissionless access) به یک سوال نسبتاً محدود پاسخ میدهد—آیا یک فرد میتواند وارد سیستم شود؟ شمول مالی (Financial inclusion) از ما میخواهد که چندین سوال دشوارتر بپرسیم. آیا آن فرد میتواند آنچه را که انجام میدهد بفهمد، یک اقدام خطرناک را قبل از تأیید آن تشخیص دهد و از محصول بدون اینکه ابتدا پول کافی برای یادگیری نحوه عملکرد آن از دست بدهد، استفاده کند؟
و این یک تمایز بزرگ است، زیرا ارز دیجیتال دیگر فقط برای معاملهگرانی نیست که با پولی که میتوانند از دست بدهند، سر و کار دارند. در مکانهایی که واحد پول محلی در حال سقوط است، تورم از کنترل خارج شده، حوالهها فوقالعاده گران هستند یا به دست آوردن ارز خارجی تقریباً غیرممکن است، ارز دیجیتال در واقع یک نیاز واقعی و عملی را برطرف میکند.
به عنوان مثال، به جنوب صحرای آفریقا نگاهی بیندازید. بین جولای ۲۰۲۴ تا ژوئن ۲۰۲۵، این منطقه ۲۰۵.۷ میلیارد دلار ارزش آنچین (on-chain value) را تجربه کرد که ۵۱.۷٪ نسبت به سال قبل افزایش داشت. تنها ۹۲.۱ میلیارد دلار آن مربوط به نیجریه بود. چینآنالیسیس (Chainalysis) اعلام کرد که بخش زیادی از این فعالیت ناشی از تورم، کاهش ارزش پول، دسترسی محدود به ارز خارجی و گسترش استفاده از ارزهای دیجیتال برای پرداختهای برونمرزی بوده است.
در بخش پیشنمایش بعدی گزارش جغرافیای ارزهای دیجیتال ۲۰۲۵ ما، بازار کریپتو در جنوب صحرای آفریقا را تحلیل میکنیم: ۵۲٪ رشد به ۲۰۵ میلیارد دلار، که آن را به سومین منطقه با سریعترین رشد در جهان تبدیل میکند.
ببینید چگونه نیجریه و آفریقای جنوبی پذیرش سازمانی را پیش میبرند در حالی که خردهفروشی… pic.twitter.com/UVlCfZwpzc
— Chainalysis (@chainalysis) September 10, 2025
بنابراین برای بسیاری از کاربران، ارز دیجیتال ابزاری مفید برای پسانداز پول، پرداخت به افراد یا ارسال وجوه بین کشورها است. استیبلکوینها (Stablecoins) و پرداختهای بلاکچینی میتوانند با حذف واسطهها و تسریع فرآیند تسویه، هزینهها را کاهش دهند، اما فناوری ارزانتر به طور خودکار به معنای دسترسی بیشتر نیست. اگر برای استفاده از آن مجبور باشید شبکهها، کارمزدهای گس (gas fees)، بریجها (bridges)، مجوزهای کیف پول (wallet permissions)، اسلیپیج (slippage)، فرمتهای آدرس و قطعیت (finality) را بفهمید، آنگاه تمام کاری که کردهایم این است که پیچیدگی را از بانک به سمت مشتری هدایت کردهایم.
هر فردی که از یک محصول مالی استفاده میکند، چیزی را دارد که من آن را «بودجه خطا» مینامم، یعنی میزان پولی که میتواند در حین یادگیری نحوه عملکرد محصول از دست بدهد، قبل از اینکه استفاده از آن از نظر اقتصادی غیرمنطقی شود.
دو کاربر را در نظر بگیرید که همزمان یک عملیات آنچین (on-chain) را انجام میدهند و هر کدام ۲۵ دلار کارمزد شبکه و بریج (bridge fees) پرداخت میکنند. یکی ده هزار دلار جابهجا میکند؛ دیگری صد دلار. از دیدگاه پروتکل، نتایج ممکن است یکسان باشند، اما برای کاربر اول ۲۵ دلار یک مزاحمت است؛ برای کاربر دوم، یک چهارم تراکنش از بین رفته است.
پروتکلهای بلاکچین درآمد، پسانداز یا وضعیت مالی مشتری را نمیدانند و نباید هم بدانند. با این حال، محصولات اغلب اطلاعات کافی درباره تراکنش دارند تا تشخیص دهند که چیزی اشتباه است. آنها میتوانند مقدار در حال انتقال را ببینند، کارمزد شبکه را تخمین بزنند، مسیرهای موجود را مقایسه کنند، مقدار مورد انتظار در زمان رسیدن را محاسبه کنند و گاهی اوقات تشخیص دهند که مقصد انتخاب شده، شبکه مورد نظر را پشتیبانی نمیکند.
با این وجود، بسیاری از رابطها همچنان تصمیمات فنی را طوری ارائه میدهند که گویی همه کاربران سرمایه، تجربه و تحمل ضرر یکسانی دارند. اما اینطور نیست. هزینههای ثابت و غیرقابل پیشبینی به طور طبیعی برای افرادی که مبالغ کمتری ارسال میکنند، آسیبزاتر است، در حالی که اشتباهات برگشتناپذیر عواقب بیشتری برای مشتریان با پسانداز محدود دارد. هر چه سرمایه یک فرد کمتر باشد، بودجه خطای او نیز کوچکتر میشود.
بنابراین یک سیستم مالی که قبل از استفاده ایمن، به چندین درس پرهزینه نیاز دارد، ممکن است باز باشد، اما صرف باز بودن آن را فراگیر نمیکند.
هیچ یک از اینها استدلالی علیه خودنگهداری (self-custody) نیست. فقط میخواهم بگویم که مشتریان نباید صرفاً به دلیل پیچیده بودن فناوری زیربنای پولشان، کنترل را رها کنند. صنعت کریپتو اغلب یک انتخاب غلط را ارائه میدهد: یا یک پلتفرم متمرکز تجربه را کنترل میکند، یا کاربر تنها میماند تا هر تصمیم فنی و امنیتی را خودش مدیریت کند.
در عمل، خودنگهداری میتواند به معنای مدیریت کلیدها، عبارات بازیابی (recovery phrases)، توکنهای گس (gas tokens)، شبکهها، تأییدیهها، بریجها (bridges) و بکآپها باشد. مشتریان آزادی مالی به دست میآورند، همراه با حجم کاری که معمولاً توسط چندین تیم در یک بانک انجام میشود. بنابراین این تجربه میتواند شبیه یک معامله عجیب باشد—این آزادی مالی شماست، سعی کنید روی دکمه اشتباه کلیک نکنید. نکته این است که کنترل بر داراییها و کمک از یک محصول، منحصر به فرد نیستند.
یک محصول خودنگهداری (self-custodial) میتواند شبکههای ناسازگار را شناسایی کند، مجوزها را به زبان ساده توضیح دهد، نتیجه یک تراکنش را شبیهسازی کند، کارمزدی را که نامتناسب با مبلغ ارسالی است مشخص کند و اقدامات خطرناک را به طور معناداری متفاوت از اقدامات معمول نشان دهد. میتواند مسیری امنتر را بدون به دست گرفتن کنترل وجوه توصیه کند.
این یکی از دلایلی است که ما ChangeNOW را فراتر از نقش اصلی خود به عنوان یک صرافی فوری ساختهایم و آن را به یک پلتفرم جامع ارز دیجیتال تبدیل کردهایم. هدف یک سوپر اپلیکیشن (super app) کریپتو باید کاهش تعداد تصمیمات فنی باشد که کاربران باید صرفاً برای انجام یک کار مالی عادی بگیرند. خرید، ذخیره، تبادل، ارسال، معامله یا افزایش وجوه ممکن است به زیرساختهای بسیار متفاوتی بستگی داشته باشد که در پسزمینه کار میکنند، اما مشتری نباید مسئول اتصال هر قسمت از آن باشد.
البته، کاربران همچنان مسئولیتهای خود را دارند. هیچ محصول مالی نمیتواند از هر تصمیم بدی جلوگیری کند، هر حملهای را متوقف کند یا هر تراکنشی را که قبلاً انجام شده لغو کند. Web3 با بدهبستانهای واقعی همراه است، و وانمود کردن به غیر از این—یعنی عمل کردن به گونهای که انگار کاملاً بدون ریسک است—ناصادقانه خواهد بود. اما مسئولیت سیاه و سفید نیست. یک نفر میتواند به تنهایی یک تصمیم بد بگیرد، اما اگر همین نوع اشتباه به طور مداوم در میان مشتریان مختلف اتفاق بیفتد، احتمالاً نشانهای است که چیزی در خود محصول میتواند بهتر باشد.
پاسخ پیشفرض صنعت اغلب آموزش است: مستندات را بخوانید، آموزش را تماشا کنید، نحوه عملکرد گس (gas) را بیاموزید و تفاوت بین یک شبکه، کیف پول، بریج (bridge) و صرافی را قبل از ارسال پول خود درک کنید. آموزش مهم است، اما نمیتواند حالتهای شکست قابل پیشبینی را توجیه کند. ارسال ۱۰۰ دلار نباید به یک مدرک کوچک در سیستمهای توزیعشده نیاز داشته باشد.
اگر کاربران به طور مکرر شبکههای یکسان را اشتباه میگیرند، یک مقاله دیگر کافی نیست. اگر آنها مجوزهایی را تأیید میکنند که نمیفهمند، یک سلب مسئولیت طولانیتر راهحل نیست. اگر هزینه واقعی تنها پس از تأیید مشخص شود، رابط کاربری رضایت آگاهانه را ارائه نمیدهد.
Web3 قبلاً کار نسبتاً دشواری انجام داده است: یک زیرساخت مالی باز ساخته که در سطح جهانی، خارج از سیستم بانکداری سنتی کار میکند. اولویت بعدی به اندازه صحبت کردن در صحنه پر زرق و برق نیست، اما برای پذیرش واقعی در دنیای واقعی بسیار مهمتر است: اینکه این چیزها را واقعاً قابل استفاده کنیم بدون اینکه همه را مجبور به تبدیل شدن به یک متخصص تمامعیار کنیم.
این به معنای ساخت محصولاتی است که ابزارهای پراکنده را به تجربههای واضحی تبدیل کنند، از اشتباهات قابل پیشبینی جلوگیری کنند و به مشتریان کمک کنند تا به یک نتیجه مالی دست یابند، نه صرفاً تکمیل یک تراکنش بلاکچین. این مسیری است که ما نیز در ChangeNOW دنبال میکنیم، در حالی که یک سوپر اپلیکیشن (super app) میسازیم. هدف پنهان کردن Web3 یا سلب کنترل از کاربر نیست. بلکه بیشتر در مورد به عهده گرفتن مسئولیت پیچیدگیهایی است که محصولات مدتهاست آن را به دوش کاربران انداختهاند.
یک میلیارد کاربر بعدی نباید به اندازه کافی درآمد قابل مصرف داشته باشند تا از منحنی یادگیری Web3 جان سالم به در ببرند. آزادی مالی نمیتواند به این معنی باشد که دسترسی باز است در حالی که هزینه یادگیری برای ثروتمندان قیمتگذاری شده است. Web3 واقعاً فراگیر (inclusive) خواهد شد، نه زمانی که هر کسی بتواند یک کیف پول باز کند، بلکه زمانی که مردم عادی بتوانند از آن بدون اینکه یک اشتباه گرانقیمت، بهای اجباری ورود باشد، استفاده کنند.
پالین شانگت مدیر ارشد استراتژی در پلتفرم کریپتو غیرحضانتی ChangeNOW است.
ارائهشده توسط ChangeNOW
درباره همکاری با Decrypt بیشتر بدانید.