شبکه لایتنینگ بیتکوین چیست؟
شبکه لایتنینگ بیتکوین سیستمی غیرمتمرکز است که برای انجام پرداختهای فوری و مقیاسپذیر خارج از زنجیره طراحی شده است. این پروژه به منظور رفع یک محدودیت حیاتی در بلاکچین بیتکوین شکل گرفت. بیتکوین به سادگی نمیتواند حجم معاملات جهانی را در شکل فعلی خود مدیریت کند.
مدرک پایهای برای شبکه لایتنینگ در ژانویه ۲۰۱۶ منتشر شد. جوزف پون و تادئوس درایا مقالهای با عنوان "شبکه لایتنینگ بیتکوین: پرداختهای فوری و مقیاسپذیر خارج از زنجیره" را نگاشتند. کار آنها بر پایه مفاهیم قبلی از مشارکتکنندگانی مانند ساتوشی ناکاموتو، الکس آکسِلرود، پیتر تاد، الیزابت استارک و رستی راسل ساخته شده است.
به بلاکچین بیتکوین مانند دادگاه عالی فکر کنید و شبکه لایتنینگ را مانند قراردادهای خصوصی. اکثر مردم هر بار که قهوه میخرند به دادگاه نمیروند. فقط وقتی اختلافی پیش بیاید به دادگاه مراجعه میکنند. لایتنینگ اجازه میدهد مردم یک سری نامحدود از توافقنامههای خصوصی را امضا کنند و فقط زمانی «به دادگاه بروند» که کسی بخواهد تقلب کند یا وقتی بخواهند حسابهایشان را نهایی کنند.
قیمت BTC را در LBank بررسی کنید
BTC() قیمت
قیمت فعلی
چرا بیتکوین لایتنینگ وجود دارد؟ محدودیت مقیاسبندی که بیتکوین نمیتوانست نادیده بگیرد
شبکه پرداخت ویزا به طور متوسط صدها میلیون تراکنش روزانه دارد. در اوج میتواند به 47000 تراکنش در ثانیه برسد. بیتکوین کمتر از 7 تراکنش در ثانیه را به دلیل محدودیت بلاک 1 مگابایتی پشتیبانی میکند. این شکاف بسیار بزرگ است و به طور بنیادی کاربرد بیتکوین را برای پرداختهای روزمره محدود میکند.
برای رسیدن به ظرفیت اوج ویزا به صورت درون زنجیرهای، بلاکهای بیتکوین باید تقریباً هر ده دقیقه 8 گیگابایت باشند. این میزان سالانه بیش از 400 ترابایت داده خواهد بود. چنین الزامات منجر به تمرکز شدید خواهد شد. فقط نهادهای برجسته با منابع عظیم میتوانند پهنای باند و ذخیرهسازی لازم برای اعتبارسنجی شبکه را تأمین کنند.
این تمرکززدایی باعث شکست هدف اصلی بیت کوین بهعنوان یک سیستم غیرمتمرکز میشود. چشمانداز اولیه این بود که کاربران عادی بتوانند بهطور مستقل بلاکچین را تأیید کنند. اگر فقط شرکتها و دولتها بتوانند نودها را اجرا کنند، بیت کوین خاصیت مقاومت در برابر سانسور و ویژگیهای بدون اجازه خود را از دست میدهد.
شبکه لایتنینگ بهعنوان راهحلی برای این تنش بنیادین ظاهر شد. این شبکه بیشتر تراکنشها را از زنجیره اصلی خارج میکند و در عین حال تضمینهای امنیتی بیت کوین را حفظ میکند. کاربران میتوانند فوراً و با هزینه کم در لایه دوم معامله کنند. آنها تنها هنگام باز کردن کانالها، بستن کانالها یا حل اختلافات با بلاکچین اصلی تعامل دارند.
موارد استفاده شبکه لایتنینگ بیت کوین فراتر از پرداختها
شبکه لایتنینگ دیگر فقط یک آزمایش مقیاسبندی نیست. این شبکه به آرامی بیتکوین را به چیزی تبدیل میکند که لایه پایه به تنهایی هرگز نمیتوانست از پس آن برآید: پرداختهای فوری، کمهزینه و واقعی. هنگامی که سرعت تراکنش از چند دقیقه به چند ثانیه کاهش یابد و کارمزدها به حداقل برسد، موارد استفاده کاملاً جدیدی معنا پیدا میکنند. و بسیاری از آنها هماکنون در حال اجرا هستند.
پس در حال حاضر واقعاً چه کسانی از شبکه لایتنینگ استفاده میکنند؟
ال سالوادور
در سطح ملی واضحترین پاسخ را ارائه میدهد. پس از تصویب بیتکوین به عنوان پول قانونی، این کشور به شدت به شبکه لایتنینگ برای پرداختهای روزمره تکیه کرد. شهروندان از آن برای خرید غذا، پرداخت هزینه بنزین و تسویه هزینههای روزانه استفاده میکنند. فروشگاههای کوچک و دستفروشها پرداختهای لایتنینگ را از طریق کیف پولهای موبایل میپذیرند که نشان میدهد بیتکوین میتواند در معاملات روزمره وقتی تسویهحساب به اندازه کافی سریع باشد، کار کند.
پرداختهای برونمرزی
ممکن است این قویترین تطابق محصول-بازار لایتنینگ باشد. برنامههایی مانند Strike از این شبکه برای انتقال پول بهصورت بینالمللی تقریباً فوری و با هزینه ناچیز استفاده میکنند. در مقایسه با خدمات سنتی ارسال حواله که چند روز طول میکشد و ۵ تا ۱۰ درصد کارمزد میگیرند، لایتنینگ در عرض چند ثانیه تسویه میکند. برای افرادی که به صورت منظم پول به خانه میفرستند، این تفاوت به سرعت جمع میشود.
پرداختهای خرد
پرداختهای خرد حوزه دیگری است که لایتنینگ در آن قوانین را تغییر میدهد. ایکس قابلیت ارسال انعام از طریق لایتنینگ را بهصورت یکپارچه درآورده است و به کاربران امکان میدهد بیتکوینهای کوچک را مستقیماً به سازندگان محتوا ارسال کنند. این تراکنشها در کارتهای اعتباری کار نمیکنند، جایی که کارمزدها و حداقلها، پرداختهای کوچک را غیرمنطقی میکند. لایتنینگ این اصطکاک را بهطور کامل حذف میکند.
بازیها این موضوع را حتی جلوتر میبرند
با لایتنینگ، پاداشها میتوانند به صورت لحظهای پرداخت شوند، نه به صورت تجمعی یا با تأخیر. پلتفرمهایی مانند Zebedee به بازیکنان اجازه میدهند تا برای دستاوردهای درون بازی، بیتکوین واقعی کسب کنند. نتیجه یک مدل اقتصادی جدید است که در آن بازی کردن و کسب درآمد شروع به همپوشانی میکنند، چیزی که سیستمهای پرداخت سنتی هرگز نمیتوانستند پشتیبانی کنند.
تاجران نیز توجه نشان میدهند
لایتنینگ به فروشگاههای آنلاین و فیزیکی اجازه میدهد بدون از دست دادن ۲ تا ۳ درصد به واسطههای کارت، پرداختها را قبول کنند. وجوه به صورت فوری تسویه میشوند و نیازی نیست روزها در سیستم تسویه معطل بمانند. برای کسبوکارهایی که با حاشیه سود کم کار میکنند، این اختلاف اهمیت دارد.
خالقان محتوا ممکن است بیشترین سود را ببرند
لایتنینگ پرداختهای جریانی را ممکن میسازد، جایی که ارزش به طور پیوسته و همزمان با مصرف محتوا جریان مییابد. یک شنونده میتواند برای هر دقیقه پادکست، کسری از یک سنت پرداخت کند. نویسندگان، سازندگان ویدیو و استریمرها میتوانند مستقیماً از مخاطبان خود درآمد کسب کنند بدون واسطهها یا قفل شدن به پلتفرمها.
از سیستمهای پرداخت ملی گرفته تا رسانههای اجتماعی، بازیها، تجارت و اقتصادهای خالقان محتوا، لایتنینگ یک آستانه مهم را پشت سر گذاشته است. دیگر موضوع این نیست که آیا این فناوری کار میکند یا خیر. بلکه این است که اکنون این لایه جدید پرداخت تا کجا میتواند پیش برود.
معماری شبکه لایتنینگ توضیح داده شده: کانالها، HTLCها و مسیریابی پیازی
شبکه لایتنینگ بهعنوان شبکهای از کانالهای میکرۆپرداخت عمل میکند که انتقال ارزش خارج از بلاکچین رخ میدهد. درک اجزای اصلی به توضیح چگونگی دستیابی این سیستم به پرداختهای فوری بدون اعتماد کمک میکند.
کانالهای پرداخت اساس را تشکیل میدهند. دو طرف وجوه را در یک آدرس چندامضایی ۲ از ۲ متعهد میکنند. سپس میتوانند تراکنشهای امضا شده را خارج از زنجیره برای بهروزرسانی مانده حسابهای خود مبادله کنند. هیچ یک از طرفین نیازی به انتشار هر تراکنش به دفتر کل جهانی ندارند. تنها وضعیت نهایی هنگام بسته شدن کانال اهمیت دارد.
قراردادهای بلوغ توالی قابل فسخ (RSMCs) عملیات بدون نیاز به اعتماد را تضمین میکنند. اگر یک طرف سعی کند یک حالت قدیمی و نامعتبر را پخش کند تا وجوه را سرقت کند، طرف دیگر یک پنجره زمانی برای پاسخ دادن دارد. آنها میتوانند با استفاده از معامله جبران خسارت تمام وجوه موجود در کانال را بهعنوان جریمه مطالبه کنند. این مکانیزم تقلب را از نظر اقتصادی غیرمنطقی میکند.
قراردادهای قفل شده زمانی هششده (HTLCs) اجازه میدهند پرداختها از طریق چند مرحله در شبکه انجام شود. یک HTLC تضمین میکند که وجوه تنها در صورتی آزاد شود که گیرنده یک پیشتصویر رمزنگاری شده را در یک بازه زمانی مشخص ارائه دهد. این پرداختهای شرطی ایجاد میکند که میتوانند در میانجیها زنجیرهای شوند.
مسیریابی چندمرحلهای از تایملاکهای کاهشی برای انتقال پرداختها در شبکه استفاده میکند. فرستنده پرداخت را از طریق واسطههایی ارسال میکند که نیازی به اعتماد به یکدیگر ندارند. هر شرکتکننده بعدی در مسیر زمان کوتاهتری برای انجام معامله دارد. با فاش شدن تصویر پیشرمز به عقب در زنجیره، همه میتوانند بهصورت ایمن وجوه خود را دریافت کنند.
مقایسه شبکه لایتنینگ بیتکوین و بیتکوین در زنجیره: تأخیر، کارمزدها و مصالحههای نهایی بودن

شبکه لایتنینگ و بیت کوین در بلاکچین اهداف مختلفی دارند که با تفاوتهای خاصی همراه هستند. درک این تفاوتها به کاربران کمک میکند تا رویکرد مناسب را برای هر موقعیت انتخاب کنند.
تراکنشهای بیت کوین در بلاکچین تقریباً بین ۱۰ دقیقه تا یک ساعت برای تأیید منطقی زمان میبرند. پرداختهای لایتنینگ در میلیثانیه تا چند ثانیه تکمیل میشوند. این تفاوت سرعت، لایتنینگ را برای کاربردهای نقطه فروش و برنامههای زمان واقعی که انتظار کشیدن غیرعملی است، مناسب میسازد.
زنجیره اصلی بیت کوین کمتر از ۷ تراکنش در ثانیه پردازش میکند. توان عملیاتی شبکه لایتنینگ نظریهای نزدیک به بینهایت است زیرا تراکنشها نیاز به اجماع جهانی ندارند. هر کانال میتواند تراکنشها را به صورت مستقل پردازش کند. شبکه به صورت افقی با باز شدن کانالهای بیشتر مقیاسپذیر میشود.
کارمزدهای درون زنجیرهای برای پرداختهای کوچک غیرقابل تحمل میشوند. ارسال 1 دلار ممکن است در دورههای شلوغی چندین دلار کارمزد داشته باشد. کارمزدهای شبکه لایتنینگ برای اکثر پرداختها تقریباً ناچیز است. ساختار کارمزد ناشی از ارزش زمانی قفل کردن وجوه و ریسک بسته شدن کانالها روی زنجیره است.
هر دو سیستم از طریق مکانیزمهای مختلف بیاعتمادی را حفظ میکنند. بیتکوین درون زنجیرهای به دلیل اینکه ماینرها همه چیز را تأیید میکنند، نیازی به اعتماد به شخص ثالث ندارد. لایتنینگ بیاعتمادی را از طریق قراردادهای هوشمندی که تقلب را غیرسودآور میکنند، محقق میکند. هیچ یک از سیستمها نیازی به اعتماد کاربران به طرف مقابل برای وجوهشان ندارند.
مدل نهاییشدن به طور قابل توجهی متفاوت است. تراکنشهای درون زنجیرهای با تأیید بلاکهای بیشتر، نهاییتر میشوند. تراکنشهای لایتنینگ در داخل کانالها فوراً نهایی هستند. اما تسویه نهایی همچنان به توانایی پخش در بلاکچین در صورت بروز اختلاف بستگی دارد.
اقتصاد نقدینگی و مسیریابی در شبکه لایتنینگ
نقدینگی نیروی حیاتی شبکه لایتنینگ است. یک کانال تنها میتواند پرداختها را تا ظرفیت خود مسیریابی کند. اگر آلیس کانالی با 1 بیتکوین داشته باشد اما همه وجوه در سمت او باشد، میتواند ارسال کند اما دریافت نکند. این عدم تقارن چالشهای پیچیدهای در مسیریابی ایجاد میکند.
کارمزدهای مسیریابی از دو عامل اصلی ناشی میشوند. اول اینکه ارزش زمانی قفل کردن وجوه برای یک مسیر اهمیت دارد. سرمایه اختصاص داده شده به کانالها نمیتواند در جای دیگری استفاده شود. اپراتورهای نود برای جبران این هزینه فرصت کارمزد دریافت میکنند. دوم اینکه ریسک این وجود دارد که یک کانال ممکن است نیاز به بسته شدن در زنجیره بلاک داشته باشد که هزینههای بلاکچین را به همراه دارد.
ساختار کارمزد میتواند نتایج شگفتانگیزی تولید کند. در برخی موارد، کارمزدها حتی میتوانند منفی باشند. اپراتورهای نود ممکن است به دیگران پول پرداخت کنند تا پرداختها را در جهتی مسیریابی کنند که کانالهایشان متعادل شود. یک کانال متعادل ارزش بیشتری نسبت به کانالی دارد که نقدینگی آن در یک سمت گیر کرده است.
یافتن مسیرها در شبکه نیازمند حل مشکلات پیچیده بهینهسازی است. پرداختها باید مسیرهایی با نقدینگی کافی در هر گام پیدا کنند. فرستنده موجودی دقیق کانالها در سراسر شبکه را نمیداند. تلاشهای ناموفق برای مسیریابی اطلاعاتی را آشکار میکند اما وقت را هدر داده و تجربه کاربری ضعیفی ایجاد میکند.
پرداختهای بزرگ با چالشهای خاصی مواجه هستند. یک پرداخت ۱۰٬۰۰۰ دلاری نیازمند کانالهایی با حداقل این ظرفیت در هر گام است. تقسیم پرداختها در مسیرهای متعدد کمک میکند اما پیچیدگی را افزایش میدهد. این محدودیتها مناسب بودن فعلی لایتنینگ برای انتقالهای با ارزش بالا را محدود میکنند.
مدل امنیت و ریسکهای واقعی در شبکه لایتنینگ بیتکوین
شبکه لایتنینگ ملاحظات امنیتی متمایزی نسبت به بیتکوین روی زنجیره ارائه میدهد. کاربران پیشرفته باید قبل از تعهد سرمایههای قابل توجه، این ریسکها را درک کنند.
هرزنامه انقضای اجباری
نمایانگر یک بردار حمله سیستمی است. یک بازیگر مخرب میتواند بسیاری از کانالها را ایجاد کند و آنها را همزمان مجبور به انقضا کند. این میتواند ظرفیت بلاکچین را تحت فشار قرار دهد. کاربران صادق ممکن است نتوانند معاملات اصلاحی خود را بهموقع پخش کنند. این حمله از فضای محدود بلوک که لایتنینگ برای دور زدن آن طراحی شده است، سوءاستفاده میکند.
سرقت سکه از طریق کرک کردن
گروه اپراتورهای نودها را تحت تأثیر قرار میدهد. از آنجایی که نودهای واسطه باید آنلاین باشند و کلیدهای خصوصی را برای امضای خودکار معاملات در اختیار داشته باشند، آنها به عنوان کیفپولهای داغ عمل میکنند. هر سیستمی که به اینترنت متصل باشد و کلیدهای خصوصی آن در دسترس باشد، میتواند به خطر بیفتد. نودهای بزرگ مسیریابی هدفهای جذابی برای مهاجمان پیچیده هستند.
از دست رفتن دادهها
آسیبپذیریهای منحصر به فرد ایجاد میکند. اگر یک طرف دادههای تراکنش خود را از دست بدهد، نمیتواند وضعیت فعلی یک کانال را اثبات کند. طرف مقابل ممکن است وضعیت قدیمیتری را که به نفع او است پخش کند. کاربران باید نسخههای پشتیبان قابل اعتماد از وضعیتهای کانال را حفظ کنند. برخی پیادهسازیها راهحلهای پشتیبانگیری ابری ارائه میدهند، اما اینها فرضیات اعتماد خاص خود را به همراه دارند.
مسائل قابلیت تغییر
طرحهای اولیه لایتنینگ را تهدید میکرد. بدون اصلاح تغییرپذیری تراکنش، امضاها میتوانستند نامعتبر شوند. این باعث میشد تعهدهای قرارداد بیفایده شوند. سافت فورک سگویت این نگرانی را با جدا کردن دادههای امضا از شناسههای تراکنش برطرف کرد.
وابستگی به واچتاور
بر کاربرانی که نمیتوانند به صورت آنلاین باقی بمانند تاثیر میگذارد. باید کسی در طول پنجره اختلاف به دنبال تلاشهای تقلب در بلاکچین باشد. خدمات واچتاور نظارت ارائه میدهند اما نیازمند اعتماد به طرفهای ثالث است تا صادقانه عمل کنند.
کیفپولهای لایتنینگ بیتکوین: معماری حضانتی در مقابل غیرحضانتی
معماری کیفپول لایتنینگ شامل ملاحظات اساسی بین سهولت استفاده و خودمختاری کامل است. کاربران باید این تفاوتها را بفهمند تا انتخابهای آگاهانه داشته باشند.

کیف پولهای نگهدارنده وجوه را به نمایندگی از کاربران نگه میدارند. ارائهدهنده کیف پول کلیدهای خصوصی را کنترل میکند و نقدینگی کانال را مدیریت مینماید. کاربران به ارائهدهنده اعتماد دارند که وجوه را سرقت نکند یا به خطر نیفتد. این کیف پولها سادهترین تجربه کاربری را ارائه میدهند. کاربران جدید میتوانند بدون نیاز به درک مدیریت کانال، فوراً تراکنش انجام دهند.
کیف پولهای بدون نگهداری کنترل کامل را به کاربران میدهند. کاربر کلیدهای خصوصی را در اختیار دارد و کانالهای خود را مدیریت میکند. هیچ شخص ثالثی نمیتواند وجوه را مسدود یا ضبط کند. اما این کنترل با مسئولیتهایی همراه است. کاربران باید نسخه پشتیبان کانالها را حفظ کنند. آنها باید بیتکوین زنجیرهای کافی برای باز کردن کانالها داشته باشند. باید آنلاین بمانند یا از خدمات واچتاور استفاده کنند.
طیف بین این دو حد شامل رویکردهای ترکیبی مختلفی است. برخی کیف پولها از ارائهدهندگان خدمات لایتنینگ برای مدیریت نقدینگی استفاده میکنند در حالی که کاربران کنترل کلید را حفظ میکنند. برخی دیگر ویژگیهای نگهدارنده اختیاری برای راحتی با گزینههای بدون نگهداری برای مبالغ بیشتر ارائه میدهند.
پیچیدگی مدیریت کانال برای کاربران غیرامانی مشکلاتی ایجاد میکند. باز کردن کانالها نیازمند تراکنشها و هزینههای درون زنجیرهای است. دریافت ظرفیت باید از طریق مکانیزمهای مختلف تأمین شود. نقدینگی ورودی اغلب هزینهبر است. این نقاط اصطکاک توضیح میدهند چرا بسیاری از کاربران علیرغم نیاز به اعتماد، راهحلهای امانی را ترجیح میدهند.
کیفپولهای موبایل محدودیتهای بیشتری دارند. تلفنها اغلب آفلاین میشوند. محدودیتهای باتری و پهنای باند بر عملیات نود تأثیر میگذارند. اکثر کیفپولهای لایتنینگ موبایل مصالحههایی مانند تأیید سبک یا تکیه بر نودهای خارجی برای مسیریابی را اجرا میکنند.
مقایسه کیفپولهای محبوب بیتکوین لایتنینگ
اکوسیستم کیفپولهای لایتنینگ از زمان راهاندازی شبکه به طور چشمگیری تکامل یافته است. چندین کیفپول اکنون تعادلهای مختلفی از راحتی، کنترل و ویژگیها ارائه میدهند.
کیفپول فینیکس
به عنوان یک کیف پول موبایل بدون حضانت که توسط ACINQ توسعه یافته فعالیت میکند. مدیریت کانالها به صورت خودکار در پسزمینه انجام میشود. کاربران کنترل کامل کلیدهای خود را حفظ میکنند در حالی که کیف پول پیچیدگی فنی را حذف میکند. این روش راه حلی میان خودحضانتی کامل و سهولت حضانتی ارائه میدهد.
کیف پول Muun
معماری منحصر به فردی ارائه میدهد که ترکیب زنجیره اصلی و Lightning را در یک تجربه یکپارچه ممکن میسازد. این کیف پول بدون حضانت است و از سوآپهای زیرسطحی استفاده میکند تا پرداختهای Lightning را بدون نیاز به مدیریت مستقیم کانالها توسط کاربران فعال کند. این طراحی تجربه کاربری را ساده میکند در حالی که خودمختاری را حفظ مینماید.
کیف پول Breez
بر تجربه موبایل بدون حضانت متمرکز است با حالت نقطه فروش برای فروشندگان. کیف پول کانالها را به صورت خودکار مدیریت میکند و رابط کاربری سادهای برای پرداختهای روزمره ارائه میدهد. Breez همچنین امکانات پادکستینگ را ادغام میکند که از Lightning برای پرداختهای استریم به تولیدکنندگان محتوا بهره میبرد.
کیف پول ساتوشی
رویکرد امانی را برای حداکثر سادگی اتخاذ میکند. کاربران میتوانند بلافاصله پرداختهای لایتنینگ را ارسال و دریافت کنند بدون اینکه مدیریت کانال داشته باشند. معاوضه آن اعتماد به ارائهدهنده برای نگهداری وجوه است. این کیف پول برای کاربرانی که راحتی را بر خودنگهداری ترجیح میدهند مناسب است.
کیف پول زئوس
مخاطب کاربران حرفهای است که میخواهند کنترل کامل بر تجربه لایتنینگ خود داشته باشند. میتواند به گرههای لایتنینگ خود کاربران متصل شود یا با عملکرد گره تعبیه شده کار کند. زئوس بیشترین انعطاف را ارائه میدهد اما نسبت به گزینههای دیگر به دانش فنی بیشتری نیاز دارد.
آیا لایتنینگ بیتکوین میتواند به صورت جهانی مقیاسپذیر باشد؟ محدودیتها، جبهههای تحقیق و سوالات باز
اینکه آیا لایتنینگ میتواند به میلیاردها کاربر خدمترسانی کند، همچنان سوالی بیپاسخ است. شبکه با چالشهای بنیادی مواجه است که فناوری فعلی بهطور کامل آنها را حل نکرده است.
گلوگاه زنجیرهای عملیات کانالها را محدود میکند. باز و بسته کردن کانالها نیاز به تراکنشهای زنجیرهای دارد. اگر میلیاردها کاربر هر کدام به چندین کانال نیاز داشته باشند، بلاکچین نمیتواند این حجم را در عملیات معمولی در خود جای دهد. حتی با بلوکهای بزرگ، ظرفیت زنجیرهای محدود میکند که چند نفر میتوانند به صورت خودگردان از لایتنینگ استفاده کنند.
پیچیدگی مسیریابی با افزایش اندازه شبکه افزایش مییابد. یافتن مسیرها در شبکهای با میلیونها کانال هزینه محاسباتی بالایی دارد. الگوریتمهای مسیریابی فعلی برای شبکه موجود کار میکنند. اینکه آیا آنها با پذیرش جهانی مقیاسپذیر باشند، نامشخص است.
توزیع نقدینگی در مقیاس بزرگ چالشبرانگیزتر میشود. هر پرداخت به نقدینگی کافی در هر مرحله نیاز دارد. پذیرش گسترده ممکن است نقدینگی را در میان گرههای مسیریابی حرفهای متمرکز کند. این میتواند مشکلات تمرکززدایی را که لایتنینگ برای اجتناب از آن طراحی شده بود، بازتولید کند.
محدودههای تحقیقاتی راهحلهای بالقوهای ارائه میدهند. کانالهای کارخانهای میتوانند به چندین کاربر اجازه دهند که ردپای روی زنجیرهای را به اشتراک بگذارند. التو بهروزرسانیهای وضعیت را ساده کرده و پیچیدگی تراکنشهای جریمه را کاهش میدهد. کانالهای چندطرفه میتوانند بهرهوری سرمایه را بهبود بخشند. این پیشنهادها نیازمند تغییرات در پروتکل بیتکوین هستند.
محدودیتهای حضانتی ممکن است مقیاسپذیری عملی را تعریف کنند. اگر بیشتر کاربران از طریق خدمات حضانتی به شبکه لایتنینگ دسترسی پیدا کنند، شبکه مقیاسپذیر میشود اما خودمختاری را فدا میکند. خودداری صددرصدی ممکن است تنها برای کاربران پیشرفتهای که حاضر به مدیریت زیرساختهای خود هستند در دسترس باقی بماند.
پاسخ صادقانه این است که لایتنینگ برای سطوح فعلی استفاده خود را اثبات کرده است. اینکه آیا میتواند به عنوان زیرساخت پرداختهای جهانی خدمت کند به پیشرفتهای فنی بستگی دارد که هنوز به کار گرفته نشدهاند. شبکه به تکامل ادامه میدهد، تحقیقات ادامه دارد، اما تضمینی درباره مقیاسپذیری نهایی در امروز وجود ندارد.


