سازمان مالیات و مقامات مالیاتی در پی فراریان مالیاتی ارزهای دیجیتال هستند — و به دنبال فناوری بهتر برای این کار میباشند

سازمانهای مالیاتی در آمریکا، بریتانیا و استرالیا در حال خرید ابزارهای تحلیل بلاکچین هستند تا سودهای گزارش نشده رمزنگاری را شناسایی کنند. قوانین جدیدی مانند DAC8 و فرم ۱۰۹۹-DA به سرعت در حال بستن شکافهای نظارتی هستند.

دولتها به طور فزایندهای بیتاب شدهاند زیرا بسیاری از مردم مالیات بر داراییهای ارز دیجیتال خود را پرداخت نمیکنند و در نتیجه مقادیر زیادی پول برای متوقف کردن ادامه این روند هزینه کردهاند. تنها در چند ماه گذشته، سازمانهای مالیاتی کشورهایی مانند آمریکا، بریتانیا و استرالیا درخواستهای عمومی برای پیمانکاران صادر کردهاند تا ابزارهای نظارتی و تحلیلی را توسعه دهند که به آنها در شناسایی افرادی که ارز دیجیتال دارند و درآمد مربوطه خود را گزارش نمیکنند، کمک کند.
مقدار پولی که برای این قراردادها اختصاص داده میشود قابل توجه است و نیت این سازمانها روشن است: آنها میخواهند سازمانهای مربوطه خود درک بهتری از اینکه چه کسی چه داراییهایی دارد به دست آورند تا سودهای کسب شده توسط هر شخص را شناسایی کنند. در طول چندین سال گذشته، تعداد کلی افرادی که توانستهاند بدون نیاز به مراجعه به بانکها یا کارگزاران سنتی کنترل داراییهای خود را حفظ کنند، تغییر کرده است و بنابراین، عملاً هیچ نوع فرم مالیات بر درآمد در پایان هر سال تقویمی صادر نشده است.
در برخی موارد، اجرای قانون چنان ضعیف بوده که موارد متعددی از افراد صرفاً تصمیم گرفتهاند درآمد حاصل از معاملات رمزارزی خود را گزارش نکنند. برخی افراد حتی از اینکه این درآمد باید گزارش شود، بیاطلاع بودند. برخی دیگر برآورد کرده بودند که گزارش نکردن آن ریسک پایینی دارد. با شروع تقویت تدابیر اجرایی توسط سازمانهای مجری قانون، محاسبات فوقالذکر شروع به تغییر خواهد کرد.
این ابزارها واقعا چه کاری انجام میدهند
مقامات مالیاتی از شرکتهایی مانند چینآنالیسیس (Chainalysis)، الیپتیک (Elliptic) و تیآرام لبز (TRM Labs) راهحلهای تحلیلی بلاکچین را از قبل از شروع این صنعت خریداری کردهاند. ماهیت و سرعت تصمیمات خرید آنها تغییر کرده است به گونهای که دیگر فقط گزارشهای کلی در مورد آنچه که این فناوریها میتوانند انجام دهند نمیخواهند، بلکه ابزارهای بسیار خاص با قابلیتهای تعریف شدهای را طلب میکنند؛ به عنوان مثال، توانایی ردیابی تراکنشها در بلاکچینهای مختلف، ارتباط یک آدرس کیف پول مشخص با هویت فردی، شناسایی رفتارهای تراکنشی غیرمعمول و استخراج دادهها از صرافیهای متمرکز.
در نهایت، هدف آنها این است که هر کیف پول را با هویت مالیاتی افراد مرتبط کنند (همانطور که اکنون شماره حسابهای کارگزاری را با شمارههای شناسایی مالیاتی با استفاده از فرمهای صادر شده مرتبط میکنید).
مشخص کردن دقیق آنچه در دنیای کریپتو میگذرد دشوار است زیرا جامعه همیشه قوانین مربوط به نگهداری سوابق را رعایت نمیکند. اما، به عنوان یک قاعده کلی، هر نوع فعالیت کریپتو نیاز به نوعی اثبات هویت (KYC) دارد، حتی اگر تراکنش در یک صرافی متمرکز اتفاق نیفتد. مانند KYC و گزارش تراکنش، هنگامی که هویتی با یک کیف پول مرتبط شود، میتوانید به راحتی فعالیتهای آن کیف پول را هم قبل و هم بعد از تکمیل KYC در یک صرافی متمرکز پیدا کنید.
تحلیل دیفای (DeFi) یا کیف پولهای خودحضانتی (self-custody) همچنان حجم قابل توجهی کمتری از فعالیتهای کریپتو را نسبت به آنچه سرمایهگذاران تصور میکنند، نشان میدهد؛ بنابراین، نمونههای کمتری برای ردیابی نسبت به صرافیهای متمرکز وجود خواهد داشت.
ابزارهای تحلیل پزشکی قانونی (forensics) برای کوینهای حریم خصوصی (privacy coins) و میکسرها (mixing) در دسترس هستند و گاهی اوقات در افشای هویتها از دادههای تراکنش موفق عمل میکنند.
چرا اکنون
همگرایی عوامل مختلفی در حال وقوع است. در چرخههای اخیر، افزایش عظیمی در ارزش ارزهای دیجیتال رخ داده که منجر به بزرگترین میزان سود قابل مالیات تا به امروز شده است. دولتها بیش از پنج سال پیش تحت فشار مالی بیشتری قرار گرفتهاند و به فوریت به دنبال رسیدگی به شکاف مالیاتی (تفاوت بین آنچه مالیات باید پرداخت شود و آنچه واقعاً پرداخت شده است) هستند. ارزهای دیجیتال به طور کلی به عنوان یک عامل مهم در این شکاف شناخته میشوند.
همزمان، چشمانداز نظارتی به توسعه خود ادامه میدهد. دستورالعمل DAC8 اتحادیه اروپا ایجاب میکند که صرافیهای کریپتو تراکنشهای کاربران در آن صرافیها را به مقامات مالیاتی گزارش دهند. در ایالات متحده، الزامات گزارشدهی 1099 برای کارگزاران اصلاح شده تا پلتفرمهای کریپتو را نیز شامل شود. در نتیجه هر دو این تحولات، نقاط دادهای بسیار بیشتری به سازمانهای دولتی ارسال میشود که باید از طریق ابزارهای جدید برای تحلیل کارآمد آن دادهها پردازش شوند.
علاوه بر این، تغییر در روایت عمومی پیرامون ارزهای دیجیتال رخ داده است. در زمان پیدایش آنها به عنوان یک جایگزین پولی برای ارزهای مورد حمایت دولت، بسیاری از کاربران به حداقل رساندن مالیات را یکی از مزایای استفاده از آن ارز میدانستند. این دیدگاه تغییر کرده است زیرا استفاده از ارزهای دیجیتال رایجتر میشود و کسبوکارها، از جمله سرمایهگذاران نهادی و شرکتهای سهامی عام، و به زودی دارندگان ETF، آن را یک رویه تجاری میدانند – نه یک ارز جایگزین.
این برای دارندگان عادی کریپتو چه معنایی دارد
اگر سودهای کریپتوی خود را نادیده گرفتهاید و بنابراین به آرامش کاذب فرو رفتهاید، تنها نیستید زیرا اکثر نظرسنجیها نشان میدهند که نرخ انطباق مالیاتی برای ارزهای دیجیتال به طرز تکاندهندهای پایین است. اما صرف اینکه بسیاری قانون را نادیده میگیرند، به معنای معافیت دائمی از آن نیست و متاسفانه فرصت شما برای اصلاح وضعیتتان به سرعت محدود خواهد شد.
در حالی که بسیاری از دولتها روشی برای اصلاح داوطلبانه اشتباهات از طریق برنامه افشاگری (Disclosure Program) دارند که به مالیاتدهندگان فرصت میدهد تا برای پرداخت مالیات و سود بدهی خود پیشقدم شوند، با صرفاً هیچ کاری نکردن در مورد مالیات خود، خطر از دست دادن واجد شرایط بودن خود را در صورت آغاز ممیزی (audit) به همراه خواهید داشت.
نرمافزارهای مالیاتی کریپتو نیز با ابزارهایی مانند کوینلی (Koinly)، کوینترکر (CoinTracker) و تکسبیت (TaxBit) که قادر به دریافت تاریخچه تراکنشهای شما از اکثر صرافیهای اصلی و ارائه فرمهای مورد نیاز برای ارسال اظهارنامه مالیاتی شما هستند، به طور قابل توجهی در حال بهبود هستند. اگرچه نگهداری سوابق ممکن است دشوار باشد اما ناامیدکننده نیست.
برای کسانی که در فعالیتهای دیفای (DeFi)، انافتی (NFT) و/یا کراسچین (Cross-Chain) مشارکت دارند، قوانین حاکم بر این فعالیتها میتواند بسیار گیجکننده باشد و آنها به صورت روزانه (اگر نگوییم ساعتی) در حال تحول هستند. بنابراین ضروری است که هر کسی که به یک متخصص مالیاتی آگاه به کریپتو نیاز دارد، فردی را پیدا کند که واقعاً تجربه و دانش در مورد کریپتو داشته باشد، زیرا بسیاری از حسابدارانی که این خدمات را به مشتریان ارائه میدهند، جمله "من کریپتو را اداره میکنم" را بدون توانایی اثبات آن با درک و تجربه صحیح بیان کردهاند.
نتیجه نهایی
دولتها یک شبه به دید کامل در مورد کریپتو دست نخواهند یافت. اما آنها در حال سرمایهگذاری بر ابزارهای بهتر هستند، الزامات گزارشدهی در حال گسترش است، و این فرض که فعالیت کریپتو برای مقامات مالیاتی نامرئی است، همیشه تا حدی اشتباه بود. افرادی که سودهای کریپتو را به عنوان درآمد غیرقابل مالیات میدانستند، دقیقاً همان کسانی هستند که این ابزارهای جدید برای یافتن آنها ساخته شدهاند.
آخرین مقالات






